وقتی ازبانک بیرون آمدم فکرمیکردم چگونه این خبررابه بیمارانم بدهم.(زن وفرزندم)وبه خانواده ای که به آنها اعلام کرده بودیم درراه بیمارستانیم.تازه پولی هم درجیب نداشیم تا حداقل کرایه ماشین را که ازداخل پایگاه هوایی مارابه شهرآورده بودتاپس ازگرفتن پول به بیمارستان چابهاربرساندبدهیم.با همان ماشین که راننده ازمعطلی مان دراین وآن بانک کمی کلافه شده بودولی به احترام همراه داشتن زن وفرزندچیزی به زبان نمی آورد.تنها چهره اش عبوس وگرفته نشان میدادبه درب منزل عزیزی آمدیم.راننده باناراحتی میگفت اینجا چقدرمعطلی دارید.گفتم ببخشید رفتن چابهارما فعلا”منتفی است.کرایه شما تاحالا که باما بوده ای چقدرمی باشد.با این حال راننده بامعرفتی بود ۵۰۰۰تومان فقط درخواست کرد.درزدیم وداخل خانه آن عزیز شدیم مبلغ ۵۰۰۰تومان قرض گرفته وبه راننده دادیم.او رفت بیماران هنوزمنتظررفتن به بیمارستان هستند.جلب اینکه برای بررسی قضایی شکایت بانک رفاه کارگران مبنی بر بازپرداخت مبلغ ۴/۵میلیون تومان تسهیلات اشتغالزایی که بنام شرکت تعاونی دریافت نموده ایم.(ازمحل تسهیلات بنگاهای کوچک زود بازده)دادگاه محترم چابهار<<شعبه یک حقوقی>>احضاریه برای تاریخ سوم خردادسال جاری برای حقیر ارسال کرده است.ولی پیش ترحسابم مسدود گردیده.بله ما تسهیلات را دریافت کرده ایم.آنهم برای تعاونی توسعه خدمات روستایی (بنده عضووریئس هیت مدیره ام>>ودرجای خود ووقت خود 50برابراین تسهیلات تنها باری مالی مستقیما”ازدوش دولت خدمتگذار درزمینه تامین آب آشامیدنی روستایی ونگهداری ازشبکه عمومی فرسوده آبرسانی روستایی (درزمان دریافت تسهیلات )برداشتیم.والبته همان موقع گزارش فعالیت ها تعاونی موردنظررابه مقامات محترم ومسئول دولتی ازشهرستان خودمان تامرکز استان ومرکز کشور
|
+|
نوشته شده در چهارشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۱ساعت 14:17  توسط چاکرصالحپور
|