لحظه ای ازسر ایمان وغیرت وعزت جان ومال امت اسلام محمدیت(ص) پیروان ودوستان حبیبت محمدمصطفی (ص)معتقدان به قرآن کریمت برداشته نمی شوددراین راز ونیاز بودم نگاهم بادیدن خورشید که شکسته وخونین نشسته برزمین کربلا حسینی چون شعمی فروزان برفراز چشمه ای که ازآن خون سرخ حسین ویارانش جاری وساری بود.نورمی فشاندوذوب میشد برفرازآن کلمه حق بانام محمدرسول الئه(ص)قرارداشت که براین چشمه وخورشید شکسته وخونین نورمی باراند درتمام جوانب این چشمه گلستانی نورانی اززیباترین گلهای قرارداشت که درداخل هرشکوفه اشان قرآنی قرارداشت.مادری که زینب خوانده میشدازشکوفه ها قرآنی این گلستان می چیدودرتبق های ازجنس طلا میگذاشت وبین دودسته ازکسانی هم زن ومرد بین شان وجود داشت وبرسر زنان ومردان تاج های زیبا با اشکال گوناگون قرار داشت تقسیم میکردبه یک دسته گفته میشوداینها هدیه ما ازمدینه می باشد ببرید هرکجای دنیا خانه ای ازمسلمانی وانسایت وجود دارد برسانید وبه دسته دیگراین زن ومردان نورانی گفته میشد اینها تبق ها پرازقرآن را ازمدینه آورده بودیم تابه کوفیان هدیه کنیم نپذیرفتند درمسجدالنبی بگذارید که قرآن هم معجزه جدماست وهم شاهد ظلم دوران بر آئین برخاندان وامت صاحب این معجزه دردنیاوآخرت میباشد برروی امواج دوردست اقیانوس که شناوربطرف مغرب می رفت مات ومبهوت ماند دمی هوش ودمی دیگرمدهوش نگاهم دوخته براین شهررویایی واقعی یا شهری ازبهشت که برپیکراقیانوس وبرروی امواج دوردست هاآن شناوربه سمت می رفت بود
|
+|
نوشته شده در شنبه ۹ دی ۱۳۹۱ساعت 20:43  توسط چاکرصالحپور
|