که درصورتی که اتفاقی برای شمابیفتدچه کسانی ازدوستان ونزدیکان،همیشه درکنارش بوده واوراتنهانمی گذارند.کودک نیازبه قوت قلب داردمی توانیدازاوبپرسید<<آیامی ترسی من بمیرم وتوتنها بمانی؟؟؟>>فکرنمیکنم به این زودی هابمیرم سعی میکنم تاوقتی احتیاج داری درکنارت بمانم ومراقبت باشم تحقیقات نشان داده که بابالارفتن سن کودک نگرش اونیزنسبت به مرگ تغییرمیکندبه طورمثال کودکانی که درگروه سنی ۴یا۵سال قراردارندمعمولا”مرگ راامری برگشت پذیردانسته وفکرمیکنندکه این مسئله برای آنها وخانواده اشان پیش نمی آیددرسنین۵تا۹سالگی،کودک کم کم به این باورمیرسد که مرگ برگشتی نداردوهمه موجودات زنده یک روزمی میرنددراین سن آنهامداوم درفکرکشف راهی هستندکه خودونزدیکانشان رانجات دهندازسن۹سالگی تانوجوانی کاملا”درک خواهندکردکه مرگ قابل بازگشت نیست.وهمچنین خودونزدیکانشان نیزیک روزمی میرنددراین سن معمولا”نوجوانان تمایل به دانستن مطالبی علمی درموردمرگ دارندوکنجکاوی بخرج میدهند.<<یکی ازدلایل ترس والدین درموردصحبت درباره مرگ>>این است که خوداطلاعات جامعی دراین زمینه ندارندوواهمه دارندکه نتوانند پاسخ ها درستی به کودک دهندیابرای کنجکاوی ها اوجوابی داشته باشنددراینجا بهتراست بااوروراست باشیدوهرجاکه پاسخ صحیحی رانمیدانستیدبه اوراستش راگفته وسعی کنیدبدنبال جواب بگردیدالبته بایددقت کنیدکه بابرخی ازپاسخ ها ترس بیشتری رادراوایجادنکنید.نکنیدمثلا”گاهی والدین به کودک میگویندمرگ مثل خوابیدن است.اکرشمادرادامه توضیح بیشتری راندهیدکودک دچارترس ازخوابیدن می شودوفکرمیکندبهتراست نخوابدتانمیرد.نمیردویااینکه وقتی یکی ازنزدیکان می میردبه اومیگوییم اوبه جای دوری رفته ولی مارامی بیندوهمین مسئله می تواندوحشت ازهرگونه جداشدن ازوالدین رابوجود بیاورد
|
+|
نوشته شده در یکشنبه ۳ مرداد ۱۳۸۹ساعت 16:5  توسط چاکرصالحپور
|