دنباله مصاحبه خبرنگارروستایی خبرگزاری گپرنشین صحراباسالارخان پشامی معروف به گوش بفرمان:درزمان ماروزگارعوض شده کدخدا به٬کدخداتغییرنام دادبجای سبیل چندسالی برای حل گرفتاریهای ومصائب اهالی ده گوری بالا ودیگردهات بزرگ زادگان ریش سفیدگرومیگذاشتندآخرالاامرنه تنهاارزشی برآن قایل نشدندبلکه سوگند به شرافت انسانی وکتاب آسمانی راهم این روزهاکسی نمی پذیردخلاصه زمانه وارونه شده است خداوندمهربان خودش بربندگان خودرحم کند.خبرنگارآقای سالارخان ازتعدادگوسفندان وبزان تحت اداره ات بگووازچگونگی دریافت مزدوحقوقتان ودرآمدی که ازشغل شریفتان کسب میکنیدبفرماید؟تعدادگوسفندان وبزان ده گوری بالا که همگی تحت اداره بنده میچرندباتعدادآدمهای ده مساویست.من صبح زود جمع آنهای رابه صحرای خشک وسوزان وبدون کاه وعلف ناشی ازخشکسالی می برم درمحلی صاف اززمین جمعشان می کنم ودورتادورشان باچوب دستی ام یک دایره میکشم دعای حفاظت ازدرندگان راکه نزدمعرفترین جوگی ها جهلستانی یادگرفته ام میخوانم.برمیگردم سرمشاغل هفتگانه ام ونزدیک غروب دوباره بامراجعه به محل تجمع گوسفندان وبزان درصحراآنهارابرمی گردانم به خانه .وهردوروزبخاطرحفظ ظاهری جثه هایشان ونقش برآب کردن نقشه های توطئه آمیزقصاب های آنهارامی برکنارلانه زنبورها خودم دعا خنثی کردن نیش زنبوررامی خوانم تابه خودم آسیبی نرسدازدورچندسنگ به لانه زنبورها می اندازم زنبورها که ازتکرارمکرراین سنگ اندازی به لانه اشان سخت عصبانی هستندبه سرعت وعصبانیت برجان گوسفندان وبزان می افتندوحسابی نیششان می زنند تمام بدن آنهابرای دوروزچنان بادمیکندکه جای برای لاغرخواندن وبیمارخواندن گوسفندان وبزان ده گوری بالا توسط قصاب های ودیگردشمنان اهالی ده باقی نمی ماند.
|
+|
نوشته شده در یکشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۸۹ساعت 3:51  توسط چاکرصالحپور
|